خانه
گاما

درسنامه آموزشی مطالعات فرهنگی کلاس دوازدهم انسانی

فصل چهارم- درس 4: ما و دگرگونی‌های فرهنگی

بازدید32/7 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/24

عوامل دگرگونی‌های فرهنگی

همان‌گونه که آموختید، سرنوشت جوامع، با دگرگونی‌های فرهنگی همراه است و همه‌ی ما در طول زندگی خود، تغییرات فراوانی را تجربه کرده‌ایم. می‌توان گفت تغییرات و تحولات فرهنگی، یک امر طبیعی و یک واقعیت اجتماعی است و همه‌ی جوامع، آن را تجربه می‌کنند. فرهنگ در عین حال که از جهاتی دارای ثبات، تداوم و پیوستگی است، از جهاتی دیگر، همواره در معرض برخی تغییرات و تحولات قرار دارد.

در زمان‌های گذشته دگرگونی‌های فرهنگی، به صورت آرام و کند، انجام می‌شده است، لیکن در عصر حاضر، به دلیل پیدایش و گسترش سریع رسانه‌ها و فناوری، به ویژه فناوری‌های ارتباطی، اطلاعاتی و شبکه‌های مجازی، سرعت دگرگونی‌های فرهنگی بسیار بالاست و تغییرات و تحولات، در زمانی کوتاه، تمام عرصه‌های درونی و بیرونی جامعه را در بر می‌گیرد. پدیده‌ی جهانی شدن، بر سرعت و عمق این دگرگونی‌ها افزوده و شرایط را برای پذیرش تغییرات و تحولات فرهنگی، آسان و فراگیر کرده است.

پدیده‌های جدید و نوظهور، هر یک به طریقی در زندگی ما خودنمایی می‌کنند بازی‌های جدید رایانه‌ای، فناوری‌های نوین ارتباطی، سبک جدید زندگی، تحولات هویتی و قومی، روش‌های نوین برگزاری مراسم جشن‌ها یا عزاداری‌ها، برنامه‌های جدید تلویزیونی و ماهواره‌ای، مکاتب فکری و معنوی و ده‌ها پدیده نوظهور دیگر، در زندگی روزانه‌ی ما وجود دارند. تغییر در سطح عمیق فرهنگ می‌تواند به تحول در لایه‌های بیرونی فرهنگ منتهی شود و تحول در لایه‌های بیرونی، زمینه‌ی تغییر در لایه‌ی درونی را فراهم می‌آورد.

با این پدیده‌های جدید و دگرگونی‌های فرهنگی، چه باید کرد؟ نسبت به آنها چه واکنشی باید نشان داد؟

تجزیه و تحلیل کنید (صفحه‌ی 129 کتاب درسی)

 

با مطالعه تفاسیر قرآن کریم، آیه 11 سوره رعد را از منظر فرهنگی، بررسی کرده و پیام‌های مرتبط با موضوع «ما و دگرگونی‌های فرهنگی» را استخراج نمایید.

«اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم»

واکنش انسان‌ها به دگرگونی‌های فرهنگی

واکنش انسان‌ها به دگرگونی‌های فرهنگی یکسان نیست. معمولاً افراد در برابر تغییرات در لایه‌های سطحی و مشهود فرهنگ، کمتر مقاومت کرده و راحت‌تر و سریع‌تر آنها را می‌پذیرند، اما در برابر تحولات در لایه‌های زیرین مقاومت کرده و آن‌را سخت تر می‌پذیرند.

واکنش انسان‌ها در برابر دگرگونی‌های فرهنگی سه گونه است:

1-عدم پذیرش: در این حالت، برخی از افراد با نادیده گرفتن نیازها و شرایط جدید محیطی و تغییر و تحولات متناسب با آنها، ضمن پافشاری بر فرهنگ و آداب و رسوم ناکارآمد گذشته‌ی خود، دگرگونی‌های فرهنگی را انکار و طرد می‌کنند و در برابر آنها ایستادگی و مقاومت می‌نمایند. این گروه، بسیار بیش از آنچه که خود به آن آگاهی داشته باشند، در «گذشته» زندگی می‌کنند و واقعیت‌های موجود و جدید را، با تجربه‌های گذشته‌ی خود، تجزیه و تحلیل می‌نمایند. این اشخاص، با دنباله‌روی از آداب و رسوم ناکارآمد، مسیر زندگی امروز و فردای خود را تعیین می‌کنند. آنها، گاهی حتی از فناوری‌های جدید و دستاوردهای نوین علمی و پژوهشی استفاده نکرده و بر بهره‌گیری از وسایل و روش‌های قدیم، علی‌رغم عدم توجیه علمی و عقلانی، اصرار دارند.

علل عدم پذیرش دگرگونی‌های فرهنگی و مقاومت غیرعقلانی در برابر تغییر، متعدد و متنوع است. عدم درک ضرورت تغییر و چگونگی آن، تبعیت از آداب و رسوم غلط و ناکارآمد، «عادت» به وضع موجود و «ترس» از تغییر و از دست دادن شرایط و امکانات فعلی، از جمله این دلایل است.

2-پذیرش کامل: گروهی از افراد، در برخورد با دگرگونی‌های فرهنگی، آنها را بی‌چون و چرا و به صورت کامل می‌پذیرند و با تغییرات و تحولات، همراه می‌شوند. آنها با پیروی و تبعیت افراطی از پدیده‌ها و اندیشه‌های جدید، فرهنگ قبلی خویش را به آسانی به کنار می‌نهند. این حالت بیش‌تر در تهاجم فرهنگی، اتفاق می‌افتد که نیروهای مهاجم با القائات منفی و با تضعیف و تخریب هویت فرهنگی جوامع و جذاب نشان دادن فرهنگ خویش، سعی در قابل جذب و پذیرش نشان دادن فرهنگ خود نموده‌اند.

علت پذیرش بی‌چون و چرا و تبعیت کاملا ز فرهنگ دیگران، معمولا،ً ضعف هویت، خودباختگی یا از خود بیگانگی فرهنگی است. چنین افرادی، ارزش‌ها و هنجارهای خود را بی‌اعتبار و ناچیز می‌شمارند و الگوها و ارزش‌های دیگران را کامل و آرمانی می‌پندارند، به همین جهت بدون تفکر، از آنها پیروی می‌نمایند.

در قرن نوزدهم و در مواجهه‌ی تمدن غرب با سایر کشورها، این روش از سوی برخی از منوّرالفکرها و روشنفکران ایرانی، تبلیغ و ترویج می‌شد. آنان معتقد بودند از فرق سر تا نوک پا باید غربی شد تا به پیشرفت و توسعه دست پیدا کرد. آنان با نگاه منفی به میراث فرهنگی خویش و تحقیر آن، شیفته و مرعوب فرهنگ و تمدن غرب شده بودند.

بررسی و تحقیق (صفحه‌ی 130 کتاب درسی)

 

«مسئله» زیر را بررسی و در کلاس گفتگو کنید:

گاهی برخی از افراد، در تغییر ظاهر خود و سبک زندگی خویش، حتی از غربیان نیز، غربی‌تر عمل می‌کنند، ولی فقط در تبعیت از سبک زندگی این شیوه را بر می‌گزینند اما در پذیرش و ترویج دستاوردها و ارزش‌های مثبت فرهنگ غرب در جامعه کوتاهی می‌کنند.

آنان وسیله‌ی نقلیه‌ی صد سال پیش خود را که درشکه بود، با ماشین آخرین مدل غربی عوض کرده‌اند، و از سونا، جکوزی، تلفن همراه، اینترنت و آخرین نمونه‌ها استفاده می‌کنند، اما از نظم و انضباط و انتقادپذیری تبعیت نمی‌کنند، در کار و زندگی یک‌دیگر دخالت می‌کنند، عقاید دیگران را تحمل نمی‌کنند و سخت‌کوشی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی کم‌تری دارند.

تفکر علمی و منطقی را در زندگی فردی و اجتماعی خود حاکم نمی‌کنند، علّت این تناقض در رفتارها چیست؟

3- پذیرش و تعامل آگاهانه: در این حالت، افراد جامعه ضمن پذیرش و اعتقاد به ارزش‌های فرهنگی خویش و ضرورت حفظ آنها، برخورد فعال و هوشمندانه با سایر فرهنگ‌ها دارند و سعی می‌کنند با «پالایش» فرهنگ دیگری، از یافته‌ها و تجربیات آنان، برای ارتقا و پویایی فرهنگ خویش استفاده نمایند و همچنین «داشته‌های» خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

این گروه معتقدند، فرهنگ و تمدن، محصول تلاش جمعی آدمیان است و ملت‌ها و اقوام مختلف، هر یک به سهم خویش، در پیدایش و پویایی فرهنگ و تمدن ایفای نقش کرده‌اند. لذا می‌توان، با این میراث بشری، تعامل داشته و آگاهانه از آن بهره برد. تعامل آگاهانه بیش‌تر در تبادل فرهنگی اتفاق می‌افتد.

تعامل آگاهانه از یک سو، از تحجر و واپس‌ماندگی و عقب‌افتادگی فرهنگی جلوگیری می‌کند و از سوی دیگر، مانع از خودبیگانگی، خودباختگی و التقاط فرهنگی در برابر تغییرات و تحولات می‌شود و زمینه‌ی رشد و پویایی فرهنگ خودی را متناسب با شرایط زمان فراهم می‌آورد و به نشر مواریث فرهنگی می‌انجامد.

بسیاری از فرهیختگان و روشنفکران دلسوز و آگاه، در مواجهه با تمدن غرب، این روش را انتخاب کرده اند و سعی نموده‌اند در دام «غرب‌زدگی»، «غرب‌ستیزی» و «خودباختگی» قرار نگیرند.

یکی از دلایل اساسی شناخت دگرگونی‌های فرهنگی و تعامل آگاهانه با آنها، ضرورت «شناخت زمان» و اقتضائات آن است. به همین دلیل از توصیه‌های مهم دین جهانی اسلام، «شناخت زمان» و شرایط زمانی، و واکنش مناسب نشان دادن به نیازهای زمان و مکان می‌باشد. هر «زمان» ویژگی‌هایی دارد که باید آنها را شناخت و در «زمان» زندگی کرد. امام صادق (ع) فرمودند: «العالمُِ بِزَمانِه لاتهجُمُ عَلیهِ اللّوابس؛ کسی که زمان خود را می‌شناسد شبهات و مشکلات به او هجوم نمی‌آورند».

اجتهاد پیوسته و پویا یکی از راه‌های مؤثر دینی برای گزینش آگاهانه و پاسخ صحیح به نیازهای متغیر و اقتضائات زمان است. مجتهد زمان‌شناس می‌تواند پدیده‌ها و تجربه‌های جدید را با معیارهای ثابت ارزیابی کند و آن دسته از تجربه‌ها را که منطبق با خرد و معیارهای ثابت دینی است، گزینش نماید و مانع ایستایی و رکود جوامع دینی شود.

بررسی و گفتگو کنید (صفحه‌ی 131 کتاب درسی)

 

1- نقش ائمه‌ی معصومین پس از پیامبراکرم (ص)، در تبیین مسائل جدید و سازگار نمودن معارف اسلامی و فرهنگ دینی، با شرایط و اقتضائات زمان، چگونه بوده است؟

2- در دوره‌ی طلایی تمدن اسلامی (قرن چهارم و پنجم هجری) واکنش مسلمانان در مواجهه با فرهنگ یونان و روم چگونه بوده است؟

معیارهای «پذیرش و تعامل آگاهانه»

هریک از ما در زندگی روزمره‌ی خود با گزینه‌های مختلفی روبه‌رو هستیم که باید از میان آنها «انتخاب» کنیم.

روش و سبک زندگی ما، براساس این «انتخاب‌ها» استوار است. دوستی با یک فرد، انتخاب مدل جدید لباس، شرکت در یک مهمانی، کوه‌پیمایی، وب‌گردی، انتشار و به اشتراک‌گذاری پیام در فضای مجازی، تماشای فیلم سینمایی، خواندن یک کتاب داستان یا رمان، خرید مواد غذایی، شرکت در نماز جماعت و ده‌ها فعالیت مشابه دیگر، اقداماتی است که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شویم و باید درباره‌ی انجام دادن یا ندادن، قبول یا رد آنها، تصمیم بگیریم. تفاوت سبک زندگی افراد، در نوع «انتخاب» و «گزینش» آنهاست.

در رویارویی با پدیده‌های جدید و تغییرات و تحولات فرهنگی هم، باید دست به انتخاب بزنیم. مهارت گزینش‌گری و توانایی «درست انتخاب کردن» در عصر حاضر، از آن جهت مهم است که هر روز با پدیده‌های نوظهور و نیازهای جدید روبه‌رو هستیم. زندگی در دنیای ارتباطات و در شبکه‌های مجازی و نیز سرعت تولید و انتشار اطلاعات، مبادلات و تعاملات فرهنگی را تسهیل و تسریع کرده است. علاوه بر آن، دوران نوجوانی و جوانی، دوران «هویت‌یابی»، و انتخاب چشم‌انداز برای آینده است و انتخاب‌های امروز ما، در شکل‌گیری هویت ما تأثیر فراوان دارد. لذا برای خوب انتخاب کردن، نیاز به «معیار» داریم.

معیارهای انتخاب، باید بتوانند کارآمدی و صحیح و مفید بودن پدیده‌های قدیم و جدید را تشخیص دهند. قدمت یک اندیشه یا پدیده، نه دلیل غلط بودن آن است و نه موجب صحت و درستی آن. کهنگی در امور مادی راه دارد، اما حقایق ثابت زندگی (مانند عدالت‌خواهی، پرسش‌گری و سایر امور فطری انسان)، با گذشت زمان، کهنه و فرسوده نمی‌شوند.

از آنجا که اکثر تعاملات فرهنگی در دنیای جدید، بین فرهنگ و تمدن غرب با سایر فرهنگ‌ها، ازجمله فرهنگ اسلامی  ایرانی ما اتفاق می‌افتد، لذا معیار‌های انتخاب، باید توانایی تشخیص و تمییز بین این دو فرهنگ را فراهم آورد، تا بتوانیم با دگرگونی‌های فرهنگی، برخورد فعال، آگاهانه و هوشمندانه داشته باشیم.

هویت اسلامی - ایرانی و ویژگی‌های فرهنگی ما ایرانیان، برخی معیارها را برای پذیرش و تعامل آگاهانه با دگرگونی‌های فرهنگی در اختیار ما قرار می‌دهد. این معیارها که بیش‌تر ناظر به باورها، ارزش‌ها و نگرش‌ها می‌باشند، عبارت‌اند از:

1- خداباوری و آخرت‌گرایی: در سبک زندگی ما ایرانیان، اعتقاد به خداوند، جایگاه مهمی داشته و مردم همواره در فعالیت‌های فردی و اجتماعی خود به خداوند وکسب رضایت او توجه دارند. بنای جامعه‌ی اسلامی ما بر پایه‌ی این باور و اعتقاد عمیق درونی افراد استوار است و همین باور، منشأ ارزش‌ها، رفتارها و نمادهای جامعه است. مهم‌ترین پیام این باور آن است که در هنگام بررسی و گزینش پدیده‌های فرهنگی، رابطه آن پدیده با توحید و یکتاپرستی، معاد و آخرت گرایی مشخص شود و در صورت مخالفت با توحید طرد شود و در صورت هماهنگی، گزینش شود.

2- وحدت ملی: پیوستگی و تداوم فرهنگی ما ایرانیان، به حفظ وحدت و تداوم حیات اجتماعی وابسته است و تمام پدیده‌های نوظهور با محوریت وحدت ملی، قابل بررسی و قبول و رد می‌باشند. سخنان و رفتارهای تفرقه‌انگیز، قوم‌گرایی افراطی، تشدید اختلافات مذهبی، انحصاری کردن نمادها و ارزش‌های ملی و مجموعه باورها و رفتارهایی که به وحدت ملی آسیب می‌رسانند، پذیرفتنی نیستند.

3- اخلاق‌مداری: اخلاق و اخلاق‌مداری، مرکز ثقل نظام‌های فرهنگی است و ثبات و پایداری فرهنگ عمومی، نیازمند رعایت موازین و فضائل اخلاقی می‌باشد. تقویت ارزش‌ها و رعایت آداب و اصول اخلاقی یک ضرورت برای حفظ سلامت جامعه است. هیچ نماد، الگو، ارزش و رفتار نوپدیدی نباید زیبایی‌های اخلاقی و اصول و پایه‌های آن را متزلزل کند.

4- علم‌محوری: علم، به معنای عام خود (نه به معنای محدود علوم تجربی و ساینتیسم (Scientism)) می‌تواند ملاکی برای قبول یا رد پدیده‌های جدید باشد. آن دسته از تغییرات و تحولات فرهنگی که توسط یافته‌های علمی و پژوهشی معتبر تأیید می‌شوند، قابل پذیرش هستند. کلیه‌ی نمادها، ارزش‌ها و اعتقاداتی که بر اساس خرافات، سحر، جادو و شیطان‌پرستی در جامعه ترویج می‌شوند، از این دسته می‌باشند و غیرقابل پذیرش هستند.

5- عقلانیت: دگرگونی‌های فرهنگی، باید خردپذیر بوده و توجیه عقلی داشته باشند. خداوند عقل و اندیشه را به انسان عنایت کرده تا با آن مسائل پیش رو را نقد و بررسی کند. در حقیقت، عقل، حجت درونی برای پذیرش و رد پدیده‌ها و موضوعات است همچنان که پیامبران حجت بیرونی برای قبول و رد دیدگاه‌ها و رفتارها هستند. پیامبران و عقل، یعنی حجت ظاهر و باطن، با هم هماهنگی و هم‌افزایی دارند و عقلانیت معیار پذیرش می‌باشد.

6- خانواده‌گرایی: خانواده یک نهاد اصیل، بنیادین و انسجام بخش جامعه و عامل تربیت و فرهنگ‌پذیری افراد است، لذا کسب و اقتباس عناصر فرهنگی از جوامع دیگر باید سازگاری لازم با ارزش‌های این نهاد مؤثر فرهنگی را داشته باشد و نباید باعث تضعیف آن شود. سبک‌های زندگی که مناسبات و روابط خانوادگی و ارزش‌ها و هنجارهای اصیل آن را ناکارآمد و آسیب‌پذیر می‌نمایند، قابل پذیرش نیستند.

تجزیه و تحلیل کنید (صفحه‌ی 134 کتاب درسی)

 

«مسئله» زیر را بررسی و تجزیه و تحلیل کرده و در کلاس گفتگو کنید:

گاهی نمادها، الگوها، ارزش‌ها و باورهایی که با معیارها و شاخص‌های خانواده در فرهنگ اسلامی  ایرانی همخوانی ندارند و قابل پذیرش نیستند، در جامعه ما ترویج و تبلیغ می‌شوند.

مسئولیت ما در رویارویی با این «مسائل» چیست؟ ما چه واکنشی باید بروز دهیم؟ چگونه می‌توانیم از ظرفیت «امربه معروف و نهی ازمنکر» با رعایت شرایط آن، استفاده کنیم؟

خودباوری فرهنگی

یکی از پیام‌های بنیادین حضرت امام خمینی (ره) و از دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه فکر و اندیشه، طرح شعارهایی نظیر «همه با هم» و «ما می‌توانیم» و از بین بردن روحیه «خودباختگی» و ایجاد «خودباوری» فرهنگی در جامعه ایران بوده است.

خودباوری فرهنگی به معنای شناخت فرهنگ خودی و ارزشمند دانستن عناصر و مؤلفه‌های آن، به دور از خود بزرگ‌بینی، تعصب و غرور گمراه کننده است. این باور، موجب اعتمادبه نفس شده و زمینه بهره‌مندی از شایستگی‌ها، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خودی را فراهم می‌آورد.

برخی از مبلغان و مروجان فرهنگ غرب در ایران در سده گذشته، با الگوگیری از تجربه غربیان، درصدد بوده‌اند تا با تخریب و نابودی «میراث فرهنگی» ما ایرانیان و تضعیف روحیه «خودباوری» و گسترش منفی‌گرایی، زمینه مناسب برای پذیرش بی‌چون و چرای فرهنگ غرب را فراهم آورند و در نتیجه، فرهنگ جدید و اندیشه انسان‌مدارانه آن را در جامعه خداباور ایران، حاکم نمایند. ملتی که بی‌هویت شد، گذشته خود و فرهنگ بومی خویش را تحقیر می‌کند و از ارزش‌ها، هنجارها و نمادهای آن دوری می‌گزیند؛ فرهنگ بیگانه را بزرگ می‌پندارد و خود را محتاج آن احساس می‌کند و موفقیت خود و جامعه خویش را در پناه بردن به فرهنگ بیگانه و تشبه و تمسک به آن جستجو می‌کند.

ما ایرانیان، از یک سو، دارای پیشینه فرهنگی چند هزار ساله‌ایم و در برپایی و استمرار تمدن بشری و ساختن تمدن اسلامی، نقش‌آفرینی کرده‌ایم و هم‌اکنون، با انقلاب اسلامی، درصدد انتشار پیام عدالت، معنویت، علم و آگاهی، عبودیت و انسانیت در جهان هستیم، و از سوی دیگر، در مواجهه نابرابر با نظام سلطه و امپریالیسم فرهنگی و رسانه‌ای قرار داریم، به همین دلیل، حفظ وحدت ملی و انسجام فرهنگی، خودباوری فرهنگی و باور به توانمندی‌ها و ویژگی‌های مثبت فرهنگی، در جامعه امروز ما، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر و یک رسالت ملی است.

بخوانید و پاسخ دهید (صفحهٔ 135 کناب درسی)

 

آمریکایی‌ها هیچ‌گاه به طور علنی، به خودباوری ایرانیان و روحیۀ استقلال‌طلبی آنان اشاره‌ای نمی‌کنند، گرچه محرمانه و در گفتگوهای مخفی میان خود به آن اعتراف دارند. در اسناد لانهٔ جاسوسی در سندی مخفی با عنوان «سفر به کپکان» در اسفند 1357 یعنی کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دو نفر از افسران نیروی هوایی آمریکا به نام‌های شیفر.تی.اکی با اسم رمز DATT و جانسون.راچ.اف با اسم رمز AAIRA برای خارج کردن باقیماندهٔ مأموران آمریکایی در منطقه کپکان استان خراسان رضوی مراحل اداری و اجرایی را طی می‌کنند تا به کپکان برسند، تسلط ساختاری آمریکایی‌ها در ایران با انقلاب اسلامی پایان یافته بود و جانسون که از وضعیت حکمرانی جدید در ایران و خودباوری و استقلال مردم و کمیته‌های انقلاب اسلامی شگفت زده شده بود به فرهنگ ایرانی‌ها اشاره و بیان می‌کند:

«از در اصلی تا کمیته پایگاه نظامی راه کوتاهی بود که می‌بایست دوباره به ما اجازه عبور دهند. بعد فعالیت‌های پایگاه … ما یک تأییدیه دیگری از کمیته بزرگ‌تری لازم داشتیم و یک دستور برای پرواز C130 از سرپرست خلبانان. در اینجا خلبانان (ایرانی) نوبتشان بود که تصمیم بگیرند که پرواز کنند یا نه. همان‌طوری که قبلاً نیز توضیح داده شد در انقلاب، مردم آزادند هر طوری که می‌خواهند تصمیم بگیرند. یک افسر نیروی هوایی به DATT گفت که قبل از انقلاب آنان فقط باید دستورات را انجام می‌دادند ولی حالا می‌توانند تصمیم بگیرند که آیا پرواز لازم و خوبی است یا نه. به هر حال فرهنگ ایرانی سرنوشت ما را تغییر داد!!»

و جانسون به صراحت اعتراف می‌کند که فرهنگ خودباوری و استقلال‌خواهی مردم سرنوشت آمریکایی‌ها را در ایران دگرگون ساخته و هژمونی آنان را شکست.

(اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج 2، ص 520، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی)

1- در سند «سفر کپکان» به کدام فرق خلبانان ایرانی قبل از انقلاب با خلبانان ایرانی بعد از انقلاب تصریح می‌شود؟

2- چگونه فرهنگ خودباوری و استقلال‌خواهی ایرانیان، باعث شکست هژمونی آمریکا در ایران شد؟

بررسی و گفتگو کنید (صفحه‌ی 136 کتاب درسی)

 

با بررسی زندگی یکی از شخصیت‌ها و دانشمندان جوان کشور که عمر خود را صرف فعالیت‌های علمی کردند مانند: سعید کاظمی آشتیانی، شهید مجید شهریاری، شهید حسن تهرانی مقدم، مریم میرزاخانی و... نقش آنان را در تقویت خودباوری فرهنگی و رشد و توسعه کشور تبیین نمایید.

زنده یاد سعید کاظمی آشتیانی
زنده یاد سعید کاظمی آشتیانی

کلام آخر

درخت نخل، درخت عجیبی است، وقتی نخلی را می‌خواهند قطع کنند، می‌گویند «آن‌را بکش»! تو گویی این درخت، چیزی شبیه به آدمیزاد است. بی‌جهت نیست که واحد شمارش آن هم مانند انسان، نفر است. نخل تنها درختی است که اگر سرش را قطع کنی، می‌میرد. بر خلاف همه‌ی درخت‌ها که سرشان را که می‌زنی، بار و برگ‌شان بیش‌تر می‌شود؛ اما نخل نه! سرش را که قطع کنی می‌میرد! مهم نیست ریشه‌اش در خاک سالم باشد، نخل بی‌سر، می‌میرد.
این را اولین بار از دکتر کریم مجتهدی، استاد فلسفه‌ی دانشگاه تهران آموختم! پیرمرد همیشه می‌گفت: «فرهنگ»، مثل درخت نخل است.کافی نیست هزاران سال در خاک ریشه داشته باشی، مهم این است که سرت هم سالم باشد، یعنی نمود فرهنگی امروز جامعه‌ات هم سالم باشد. اگر فرهنگ جامعه‌ای بیمار شد، آن فرهنگ می‌میرد، و لو هزاران سال ریشه داشته باشد.

پس مواظب فرهنگ امروز جامعه‌ات باش!

درس 4: ما و دگرگونی‌های فرهنگی